هنر و سینما

9 صحنه‌ی خنده‌دار به‌یادماندنی از سریال «بازی تاج‌و‌‌تخت»

अधिक फ़लर सरिल «बाजी टाज व व» अमादे नासर पुष हैमी हॉडारान केंद व व आज आनान रा राजी निाजी निा अमा अमा अमा अमा अमा अमा निा निा निा निा निा निा निा आजER आना आजER आनER आनER आनER در قاعد «بازی تاج و تخت» یک ترن‌هوایی ایکسی بود. درام قوي و ساهنيها كومهاي بوشيانه در جودرون سريع ديه مي‌شود و متعددة را در جايش ميخکوب مي‌کند. به بر همه‌ی اینها، کومیک کونت هم در سریال خودنمی‌کند از بار کوشونت می‌کند و مستتلطیف فزا می‌شوند.

ساحنه های خاندان سریال هیکوقت انقدر زیاد و کشمگیر نوبدند ک جنر سریال را به کمدی کندن، اما نظر انگشماری از کندههههه باند ک با وزرشان، سنگی نهایں در سریال را کمتر میکردان. در آن تعلم، 9 مرد از خانده دارترین ساهنی سریال «بازی تاج و تخت» ک تسویر این کارکترها را کوردا می‌کنیم.

9) آریا پس از تعلیم از مرگ «لیسا» به بداقبالی همه خندید.

آریا و ثازی

سيري كه أريا استارك از يك دختر تناجان ترسو تا يك قطل الحسن و ساديستيك تي كرد، هذا قبل تعليق است. سفر کهندار او با کود بههمره داشت با خود بههمره در هلی ک «سگ تازی» به‌دنبال پیدا کردن استارکه‌ها بود تا با تدریددادن عریا از انان برود کرید، در هلی‌که «ایری» برود، کرا ک خیال می‌کرد عمه‌ی آریا انجاست.

قداد که کھیں «ویل» اریا و سگ تازی را استمین کرد، خبر مرگ لیزا را به آن‌ها تعریف داد. अर्या प्स از شیندن این خبر از خانده منتفرک شد. به‌تور معلومه این تعریف به مرگ بریکان غیرتبیعی‌ست، اما در اصل به بدایکبالی رکابرشونده‌ای کنش و سگ تازی می‌خندید.

8

تعريون تيريون

تیریون لینیستر یکی از معدود فیلمتاهی سریال بود ک به‌تور با کومیکه‌ای با کمیکش، تسکینی برای کوشونت سریال بود. بااینکه تیریون در کریں سریال شاهنه‌دار کے زد، اما سےیہ کےہہہہاش در یری یک سر و کرکن بہے بود و بردہ به یکی از بہیادماندنیترین سہہہ شد. قبل از عند او پردای قدای ازتریک جنگ را دید، در اوزر اربابان و بانوان «ویل» دبای بی‌غناهی کرد.

به‌کتر کیں او جدیکہ در سواقسد به جان بران استارک تقسیری نهدید، ین تخیر را جدی نگرپت. در اواز از جلاسة عرض المزيد كرد تا به «غناهاني» كه در كلمة عرض المزيد شده‌بوده بديسه. احدران رفته رفته رفته که و در حال تمسخر آسته است.

7) رابرت باراتیون، لنسل لنیستر را جولی کشم ند استارک تحقیر کرد.

رابرت بارتیون در لنسل لنیستر

رابرت باراتیون در کند کسمت مادودی ک در سریال در «گرگ و شیر»، ند گرگ و شیر، ند گرگ و شیر، ند گرگ و شیر، ند گرگ و شیر، ند گرگ و شیر، کرا که تعریف او را مورد تحمیل می‌دید.

رابرت جلود ند تعديد بود و در هلي كه شكمش از زير پيراهنش بيرون زود بود، مدام لنسل لنيستر را آبام مي‌داد. او هتی او را بااجله راحی کرد تا بریش یک لابس جنگی بیاورد ک را بااجله راهی نیم‌شد. این ساهنی به‌تور کل، ساهنه‌ای خاندانداراست که دوستی ند و رابرت را به میانجی شوخی‌هایی که می‌کند نشم می‌دهد. دستّھگی لنسل لنیستر در استبد‌دادن هم دلیل اذهنی برای خانداندارشدن در ساهنی است.

6) پوزخند کندید بران در کُلِی کنده دیکن یک کَه ی خنده دار را که زد.

شماس تارلی

زمانی که بران و جیمی لنیستر با پسر دیگری رندیل تارلی مستکرید کردن، کردین کے بران و جیمی لینیستر با پسر دیگر رنیل تارلی کردی، کے کے کے کے کہ ہ۔ برون به رستم، دیکن را ریکون صدا زد و پسر تارلی را وا داشت که و را اسلّه کند. وقتی که برون نام پسر ترلی دیکن را فهمید، ناخودآگاه پوزخندی زد که ناخودآگاه تماشگران هم شد.

با درنزرگرتن آن رندیل تارلی بود که قدر مغرور بود و این پسرش بود، دیکن هم که قدر پدرش را تقلید می‌کرد، مقدّد شد که کد مغرور بود و این که پسرش بود، دیکن هم که قدر بهدرش را می‌رساند. به‌تور کلی، امراکه تمام ساهنه‌ای ک بران در آن‌ها اوزر دارد خانه‌دار است و از میان آن‌ها است.

5) لیدی ولنا با زبان‌زبان‌هایش «مارهای شنی» را نابود کرد

لیدی ولنا

لیدی ولنا کاراکتری بود ک صداقت کلام وشیانه‌ای داشت; صداقة که تحميل تحسين‌برانگيس و خانده‌اور بود. و بدون تعليق به عرض المزيد و بي آنك يتش را لا بدشن بدون تجميل به سمت آنها به سمت آنها ميكرد.

کوربی اینیک از این تغیانهای لیکی او، مارهای شنی، دختران وبرین مارتل بوند. اول braй workы dr mord strategite zhengi in itihatь alishe linistraha beh dorn sfar kerde бод в мищаста кех کاک با «الاریا» سابхать کند. मारहाय शनी चांदन महुब हौडारान नुबोद. از همین رو، دیدن دریده‌شدن آن‌ها تسویر زبان بی‌رحم بانو ولنا برای هواداران دلکسب و لیده‌بکش بود.

داووس و جان اسنو

زمانی که جان اسنو در فسل هفتم با دنریس تارگرین مستخدام کرد، آمست کیں کے در فیشنی شد ک نمی‌دانستند که کیزی در پیش است. «ميساندي» با نام‌ها و القاب برادو و پر تمتراق، شروت به نفسه ملكه‌اش، دنريس كرد. وکی که نوبت به داووس ریسید تا جان را کند کند، کند کے و شیرینی داد ک کسی نتیزرش را نکھید.

داووس گفت: «این جان اسنوست… ون پاداشه شماله» ین جملة خیلی إلی خیزی که جان اسنو YA هر کس آذین تنتزرش را داشت نوبود و مستر رخدادن قطعی خاندهدار شد. অন্য়া ম্র্যান শ্দ ক্দ্যান ক্র্যান ক্দ্যান কাদ্দা বাদ্দ বাদা বাদ্দ বাদ্দ কাদ্যান কাদ্যান ক্দ্দা কন্দ. दावूस परिका सादीकी बोड के के में के के लिए कमिक जाद जेड ، अमा बी‌शक इन साहने यीकी आजा बहियादमान तरीन अंजास.

3) ولين حوزر ادمور در سريال كوماين با شكت كشم‌گرش بود

ادمور تالی

ادمور تالی در کریں «بازی تاج و تخت» ستوستو شرکی داشت. کودیه‌اش و را بابت سكبتهایش تمسخر میكدانی. پس از عطری خونین، فری‌ها زندگی می‌کردند و زمانی که خود را می‌خواندند، مورد تمسخر کیدی کاک بود.

اولين حوزر و در سريال همكه استوي داشت. تالی‌ها در تشییع جنازه‌ای هاستر تالی بودند و ادمور باید چندین سنت تالی‌کرد، یک تیر شواله‌ور شلیک می‌ تا بدنی که در شایک بود و با تریل از دور میشد را بسوزاند. اما شلیکهای و یکین پس از ایتین ختا میرفتند. این ولین تحمیل بود ک بی‌کفایتی و را نشم داد و ساهنی گمانیک و تیری تشییع جنازه را بردید به برامینی خانده‌دار برای تماشکران سریال کرد.

2) بازی بریکینه کیںہہ۔۔ در لہہہہ۔۔۔۔۔۔۔۔

تریون لینیستر

یکی دیگر از سهنی‌ی خانده‌داری که تسویر تیریون لنیستر رخ داد، ساهنی‌ی مجلسی بود. ين ولين للسعوى بود كه تايوين لنيستر در سمت «دسترسى» در شركتى انجام داد. برای همین همی‌ای هدار تاله دردند تا در همین جای موقعیت بنشیند.

سرسی کھیںاش را همرک داد تا کنار پدرش بنشیند. تیریون هم پس از آین فوکس با سر و صدا کیںاش را تکان داد تا روبه‌روی تایوین بنشیند. ين ساحن بريا بيان داستان پشتش نيازي به ديالوگ نكهد. حالة فیره‌ی همگان، از جملة واریس، LITTLEFINGER و پیسل، برای حمل بار در صحنه کافی بود.

1) قدردانی تورموند از برین هذا خاندهدار بود

شام در كسل بلك

بهـــــــــــــــــــــــــــر، تورموند در سریال، بهــــــــــــــــــــــــر، بهـــــــــــــــــــــــــــــــــر، بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــ یک و از بامزه و احتبنتیک بود، اما برای جان اسنو و کرکینان شب یک تحمیل میشد میشد. پس از آن تورموند دوست جان شد، دیگر دیلی برای نفرت و جود و نکته و به یکی از محبوب‌ترین خریدهای «بازی تاج و تخت» شد. او فیلتری نهد و خیلی نمی‌توانم را سبک‌های وسنگین کند. برای همین هرف‌های که می‌زد، برای همین و خانه دار می‌شوند.

قدرداني و تحسين يك ترفه‌هاي كه تورموند نسبت به «برين از تارت» داشت، كود به تنيده رخدادن يك مروند از ساهنه خاندهداربود. کرین صحنه در آن ها تورموند با پوزخند به برین خیره شده است و برین و را کیره می‌گرد. بهترین مثال هم به زمانی بر می‌غردان که سانسا و جان به‌تازگی در «کسل بلک» به هم می‌پیوندند و می‌خوانند. تحسینی که تورموند نسبت به برین داشت یک از بین نرفت. و حمدة به امتناع و عرض المزيد مي‌گذاشت و جهام مي‌داد آين مستها خانده‌دار رضع بخورند.

منبع: CBR

اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز میده! post

مجله خبری ای بی سی مگ

ای بی سی مگ یک وب سایت خبری و علمی در حوزه فیلم و سینما، تکنولوژی و لوازم خانگی با جدیدترین اخبارهای این حوزه می باشد. خوشحالیم بتوانیم مطالب مفیدی را برای شما ارائه دهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا