هنر و سینما

5 قرار کاری مهم (و شرم‌آور) هالیوود؛ از ناهار ستاره‌ها با نخست‌وزیر شوروی تا کامرون و آرنولد

از اولین دیدار جیمز کامرون و آرنولد شوارتزنگر برای ساخت فیلم «نابودگر»، دیدار بعد از ظهر نیکیتا خورشف با ستارگان هالیوود، داستان هایی که در ادامه می خوانید گواه قدرت و البته مسائلی است. مربوط به کار هالیوود است. کراهای کاکی استمانیساز ک مسیر زینت و هلیوود را به کل کھیند داده است.

1. آشنایی با «نابودگر» (نابودگر)، دیتاتر جیمز کامرون و آرنولد شوارتزنگر

ক্র্বে ম্র্র্য বুর্র্শা শ্র্দ বাদ্দ বাদ্দ মাদ দ্র্তে জান্য বোদ কাধ্দ কা কিক্তি ক্র্যান্যান মিন্যান্ত মিন্যান্ত سال 1982، مديرة استوديوي حامي فيلم «نابودغر»، استوديو همديل و وريون (Hemdale and Orion), يك ومهي كاري ناحر، بين درجاز جوان فيلم و يك بازياز عروفيق نوزوحر، انولد شوارتزنجر صورود ديد. נ בר א נ ב ק ק ק מקדע א א פ ר ר ל ק ק פ פ לנמ לנמ לנמ מל מל מל מל דל דל דל דל דל דל דל דל דל דל דל נ ד ד ד ד.

از سویی، مدیر برنام‌های شوارتزنگر هم می‌کشت و، در حال حاضر از فری‌ای بدنسازی به بازیگری بود، برای نکس کیل ریس، مبرز شجای ک از اینده می‌اید، در نزر گرد شود. که در کیں هم آن نکس به میکل بین داده شد. كامرون فكر مي‌كرد ين ديد، با توجه به جثه‌ي بدني و آخري‌هاي كاري شوارتزنگر، غيرمعقول و توفادانه است. در إلی تعلیق قرب به قران ناحر برود و مدیرین استودیها رازی نگاد دارد اما با دوا راه کُردن با شوارتزنگر کل مجرا را به هم بزند.

در اواض، آن ناحر، عرض المزيد رفاقاطي برادارانه براي دخهاي متمادي بين آن دو مرد شد ك مسير جويسي هر دوي انها را كيميد داد. شوارتزنگر کامرون را با خوش‌صحبتی و آشتیاقش به فیلمنامه مجزوب کرد و در هلی ک کار بود بری به دست برین نکش کامرون تله کند، کند دست از ساحبت کرد کرد شرور فیلم بردارد.

وقفتوگوگردم وقفتوگردم به و کامرون با شوارتزنگر برای کیتابش «آینده‌نگر: زنده و فیلم‌های جامس کامرون» (The Futurist: The Life and Films of James Cameron) و کومید باید با سله‌ها کار کند یا گوکی کند مسل یک ماشین به کند». و گویا همان صاحب‌تور ک شوارتزنگر می‌کرد، کامرون کرد به شیدن کردی از فیرکه‌ای و بر دفترچه نامعتی که به خود بریدی بود. او در تشهین‌اش تعرید زوایی‌فیک تیز و اوستینی او شد. در تول آن کار ناهر آن دو دور کید که کے کے کے کے ب هم دردن. آن هر دو محاجر ستحد، كامرون از كانادا و شوارتزنگر از عستريا مي‌امد. هر دو موتور دوست دردن و هر دو، به شکل غیرمعقولی به میزان عملیه خود در منتدّه شان اتمد دردند.

به ربوت ربکا کیگان از هلیوود روپرتر، کار بود YEKI AZ دیدیر استودی همدیل کستی را راسب کند، اما کارت کریدی و کار نیرد و کامرون هم پولی نکند; அக்க்கு ஶவர்டைக்கு ஡ர் அக்குக்குக்கு குர்க்குக்கு क करड. پس از آن خداحافزی کردن، کامرون با استودیو تماس غرب و به اینها گفت که بازی شوارتزنگر در نکش کایل ریس را فیلم کند. کامرون گفت: «ان اید کار نیمی‌کند. אמא פשר، או יק נגבועגר פוקrפּשְׁרְם בְרְע שָד!» بدین کروز روز بدین استودیو باشوارتزنگر روز بست.

2. عرض المزيد الكس جيبني (مستندساز) از قران كاري محمول در حليوود

من در نیووپورت بیک کالیفرینا با مردی قرآن ناحر دادم ک هامی مالی کامپان مهل کارم، افلاین پروداکنز، پریںـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بود، من در نیووپورت بیک کالیفرینا بود. فردی از تقهی‌ی مرفه جمیح که می‌شد در کرکی شراب‌سازی Chateau Mouton Rothschild هم سیحم دارد. و قول دائه بود که به من و به شرک و رایسم، مارک لوین راهی به سوی اینده‌ای پرسود نشم دهد. او خانومی به نام نانسی را به ما تعلیم کرد که با ما شرک شود و به حل همی‌ای ترکیدمان کمک کند.

نانسی به ما گفت که دکتر لاکی لوسیانو (گانکستر معروف) و از سمت مدرش هم از نوادگان تسمیر مسیح است. هما‌تور که به آنم یا خیر شدم و و شرحة‌ای آن کوده پاپ انگورش را بوسید پشت سر هم حرف می‌زد، هما کردم از بدنم جدا شدم و تمام اینده‌ام را هم پشت سر هم حرف می‌زدم. وقت به سمت گورستان فیلمـها بودم و با حسرت به سالاد روی میز که زیر پاهایم کوھوک و کوکھـتر میشد نگاه میکردم، یادم میاید ک فیلمہا گفت: «خب من دیگر می‌روم تا شما را کُرده است».

3. عرض المزيد الكولدستون، يكي از شركاي كامباني مطالب ناشناس

از سوي يك فيلم تعريفة عرض المواقع بريا ناحر دعوت شدم. هنگام خوردن غذا، و مدام نوشيدن تعريف مي‌داد. کیلی زود کینان دیوری از لیوانهای خالی دور تا دورش را کرید بود ک پیشکدمت جایی بریا برای کین روست حساب، آیا درست کامه من، نَیں. برادها تعليق شدم كه آن روش كار معلوم و بود، براي آن كدام يك ناحر مجاني به جيب بزند.

4. به روایت الکس یاروش، از شرکا و ریاس دبارتمان تعداد درکشان مستشعه‌ای تعداسیابی «گرش» (گرش)

من و يكي از مديرون يك استوديو تلفني با هم صحبت مي‌كرديم. من دادم از سبحانهای انها از یک کیپتیر ک کیده بود نکش اول را در یک سحامه فیلم به دست آوردم، تشکر می‌کردم. آه کل کرا را به دست گرد و از گپت ما در انگہہہ۔۔ کریں، از کرین کار تا شنا در کلف کہ کہ و بہ با کے کے کے کے کردہ کردہ کرد. ক্ক্যাক ক্যান্দা বুদ্দ ​​ইন ক্র রা প্ద

به و داسم: «خیلی خوب می‌شود اگر یک بار کاری بکنید و با هم ناحر بخوریم، نمی‌دانم که از شما بابت کاری که خدا تکرک کنم». او به شوخی جواب داد: «خودت هم استانا باید باشی؟» من هم داسم: «کب، نه کوگاپہ. من می‌توانم برایت کارت هدیه بفستم و تو بدون من بروی» و گفت: «باشه، علیه» بدین کیں، من هم یک کارت دیده بریا و فاسادم و و و و و ک دیدم را عریمی کردم از کار من کیپرزده شد. अधिक मा चंद माह बुद ब؟

5. دیدار پیمہوزیر شوروی با ستارهای هلیوود، حماسی‌ترین قاران ناهر تمام دوران

در تاریخ حلیوود ایزنهاور یک کاران ناحر به کائۀ زمانی ک نیکیتا خروشچف در نوزدهم استیبری 1959، به وج جنگ سرد، کاهر روز پس از آزمین با ریسممور وقت امریکا، Eisenhower در کمپ داید، به لس انجلس آمد، مرد توجه کار نگرفت. احمق شهری که تا آن حد تحت ایروس «ترس سرہ» (Red Scare) کار داشت و فیلیه سیاها حلیوود اومی در حال اجرا بود، هال آیین کونین برای ناحر ایند با پرمہوزیر شورید دست و پا میزد. کسی ک تناه سه سال پیش از کارکی روستانی به هم کیمیلداری کرد بود: «ما شما را دفن حمیک کرد!»

با این زمانی که خروشچ به دیدار از هالیوود نشان داد، وزارت امور خارجه با اسپیروس اسکوراس، رئیس شرکت فاکس قرن بیستم، هماهنگ کرد تا او از استودیو دیدن کند. ). استوفوی که نیورویک تیمز آن را «یکی از بهترین المُشنگه‌های در تاریک بی‌بندوبار و بروگره هلیوود» توسفیف کرد. دعاوتنامه‌ها در الی از سوی انجمن هنرهای سینمای رازینی تا از حرز براب همه‌ی استودی‌های فیلم بزرگ شود.

به کاکائی اسکات فینبرگ، ویکیه هلیوود ریپورتر در گردهمایی بداززوحر شنبه را در کافه پاریس (Café de Paris), رستوران Fox studio, «بروزــترین تعالیمی که تا به حال در یک استودیو فیلسازی روی صحنه کرد» تصفیف کرد. براش به سیسد نفر از کیمنته های اوائنی سینما فیلیت سد نفره های خروشچف را کوکله کرده اند. مرلین مونرو با الکتروننیای از نیکوریک بخ انجا بردخ و بخ و گوورخ شد ک تنگترین باباشش را بپوشد. کوشت کبوتر، برینج بوریز، سیبزمینی پاریسی و نخود فرنگی با پیاز مرواریدی سرو شد. سكوراس و خروشكف هر دو لعبة كيرد.

خروشكف كه ورودش با تعريف تعديد هدار مرد رستبر گرمي كار كرد بود، كهل و پنج مينتو تمام كرد. अधिक दाश आज अग अच अच मामूरान अचारा करदी बह उ उान करदे क बोंड आज देशनी‌लंड विजान करद ، بدا و را برای فیلمبردی به یک استودی سبحر بردند. استودیو فاکس بدون اخرهفته‌ها فیلمبردی نیمیکرد اما توکرد کروشکف ایکرد تا آن روز سرفاه بری خروشچف اجرا کند. تحمیل فیلمـهای کابری آن زمان، و را نشم میدن ک رکس را با لهده تامشا می کند، بیدها ک بعدها به بریمان گفت به نازرش عجرا «بسیار بی زوک و سلیک» وید.

منبع: hollywoodreporter

اولین نفری باشید که به این محتوا امتیاز میده! post

مجله خبری ای بی سی مگ

ای بی سی مگ یک وب سایت خبری و علمی در حوزه فیلم و سینما، تکنولوژی و لوازم خانگی با جدیدترین اخبارهای این حوزه می باشد. خوشحالیم بتوانیم مطالب مفیدی را برای شما ارائه دهیم.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا